با توجه به اینکه مقاله اینجانب در هفتمین کنفرانس بین المللی زبان عربی در شهر یوگیاکارتا در کشور اندونزی پذیرفته شده بود جهت شرکت در کنفرانس و سخنرانی به این کشور سفر کردم. همسفران من دوستان عزیزم آقایان دکتر سعدون زاده، عطاش، غانمی، حمزه مطوری، رضوانی راز، معصومی و خانمها دکتر جادری و رافع بودند. ساعت ۵ صبح با هواپیمایی امارات راهی دبی شدیم و پس از ۵ ساعت توقف در دبی با پرواز دیگری راهی جاکارتا مرکز اندونزی شدیم. حدود ساعت ۲۲:۳۵ به وقت محلی هواپیما بر باند فرودگاه سوکارنوی جاکارتا به زمین نشست. تشریفات ورود به خاک اندونزی کمی طول کشید و نهایتاً حدود ساعت ۲ بامداد به هتل سنتوری رسیدیم. به هر سختی شب را به صبح رساندیم و پس از صرف صبحانه به ایستگاه قطار رفتیم و بلیط رفت به شهر یوگیاکارتا را برای ساعت ۱۷ همان روز خریداری کردیم. البته بلیط برگشت به جاکارتا را از محل هتل و با هواپیمایی لیون تهیه نمودیم. ساعت ۱۶ به ایستگاه قطار رفتیم و بعد از یک ساعت بر صندلی خود در قطار نشستیم و پس از ۸ ساعت زجر و سختی و خستگی به یوگیاکارتا رسیدیم. خوشبختانه چون قبلاً بوسیله تلفن با دکتر اندی هادیانتو دبیرکل اتحادیه استادان زبان عربی اندونزی هماهنگی کرده بودیم هیأتی در ایستگاه قطار به استقبالمان آمدند و ما را تا محل هتل همراهی کردند. با توجه به خستگی فراوان خیلی زود به خواب رفتیم. صبح هم در اطراف هتل چرخی زدیم و پس از صرف ناهار به سرعت خود را به هتل رساندیم. دقایقی بعد گروه دیگری از محل کنفرانس به دنبالمان آمدند و ما را به هتل دیگری انتقال دادند. در همان محل امور مربوط به پذیرش و ثبت نام در کنفرانس انجام شد. پس از حدود ۳ ساعت برای شرکت در مراسم افتتاحیه کنفرانس به دانشگاه سونان کالیجاگا رفتیم. مشاهده مراسم پرشور و اسلامی افتتاحیه و چهره های سرشناس در این مراسم واقعاً حیرت آور بود. به هر حال دوباره در ساعت ۱۰ شب به هتل برگشتیم و از اول صبح روز بعد برای انجام سخنرانی و شنیدن بهترین سخنرانیها به دانشگاه رفتیم. این کار هم دو روز به طول انجامید. پس از پایان کنفرانس به اتفاق دوستان و همسفران به جاکارتا برگشتیم. اوضاع رزرو هتل در جاکارتا ابداً بر وفق مراد نبود و اگر سفارت جمهوری اسلامی ایران در جاکارتا به دادمان نرسیده بود معلوم نبود آن شب را باید کجا میگذراندیم. بالاخره با تلاش و پیگیری و مساعدت فراوان جناب آقای دکتر ربانی رایزن محترم فرهنگی کشورمان در جاکارتا، هتلی به نام کارتیکا چاندرا به ما معرفی شد. به سرعت خود را به آنجا رساندیم. از آنجا که قبلاً با هتل هماهنگی شده بود به سرعت چند اتاق مناسب در اختیار ما قرار دادند. همان شب آقای ربانی مجددا با موبایل من تماس گرفت و پس از حصول اطمینان از استقرار ما در هتل ما را برای شرکت در جشن نیمه شعبان که به همت سفارت جمهوری اسلامی ایران در شهر باندونگ برگزار می شد دعوت کرد. صبح روز بعد یکی از کارمندان سفارتخانه به دنبال ما آمد و ما را تا محل مراسم همراهی کرد. (خبر و تصویر مراسم را اینجا و اینجا مشاهده کنید. در ضمن در شرح تصویر منتشر شده در ردیف اول از سمت چپ دکتر فرازنده سفیر ایران در اندونزی، دکتر ربانی رایزن فرهنگی ایران در اندونزی، استاد رضوانی راز رییس دانشگاه آزاد اسلامی خرمشهر، بنده حقیر، دکتر معصومی از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی قم، دکتر غانمی رییس دانشگاه آزاد اسلامی مرکز بین المللی خلیج فارس و دکتر عطاش رییس دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان را مشاهده می فرمایید) پس از پایان مراسم نیز پس از طی حدود ۵ ساعت مسیر پر ترافیک به جاکارتا رسیدیم.  روز بعد هم پس از تسویه حساب با هتل خود را به فرودگاه رساندیم و پس از طی حدود ۱۲ ساعت سفر هوایی در ساعت ۳:۳۰ بامداد ۲۹ تیر به خاک پاک کشور اسلامیمان بازگشتیم. از بهترین ره آوردهای من در  این سفر آشنائی با دوستان جدیدی از جمله دکتر حسن حیدری، دکتر محمد حسن معصومی و دانشجوی بسیار محجوب و مستعد آقای یوسف ابراهیمی نسب بود.